به مادران برچسب نزنیم!

مادری و خانه‌داری دو مفهوم بسیار مهم در عرصه مسائل زنان و خانواده هستند. به دلیل اهمیت این مفاهیم باید تعریف دقیقی از آنها ارائه شود؛ این تعاریف در فرهنگسازی و هم‌چنین ترویج آنان بسیار موثر است. به صورتی که اگر جامعه‌ قصد داشته‌باشد ارزشمندبودن مادری را رواج دهد باید تعریف مناسب و درستی از آن ارائه دهد. در همین راستا و برای بازتعریف مفهوم مادری با راحله کاردوانی استادیار مرکز تحقیقات زن و خانواده گفت‌وگویی انجام شد که مشروح آن در ادامه آمده:
تغییر مادری و خانه داری به دنبال تغییرات جامعه
جامعه به طور کلی مجموعه پویا و سیالی است و به شکل یک سیستم خودش را اداره می‌کند و از نشانه‌های درونی و بیرونی خودش تاثیر می‌گیرد. این المان‌ها و شاخص‌های در حال تغییر باعث می‌شوند ابعاد دیگر جامعه نیز به مرور زمان تغییر پیدا کند. وقتی جامعه شکل سیستم دارد و وقتی در بخشی تحولی اتفاق می‌افتد بقیه بخش‌ها نیز تغییر می‌کنند. بحث مسائل زنان و پاشنه آشیل این بحث که موضوع مادری و خانه‌داری است و در کنار امر جنسی پرچالش‌ترین بخش در این دهه‌ها محسوب می‌شوند به جهت اینکه کل سیستم جامعه تغییر پیدا کرده مثل مسائل مردان، دیگر مسائل زنان و نوع نگاه جوامع به زنان، به واسطه این تغییر مادری و خانه‌داری نیز تغییر کرده است.
این استاد دانشگاه در ادامه گفت: هرچند مادری ریشه در امر فطری و جسمی دارد. این تغییر را حتی بین‌الاذهانی و در جامعه هم می‌توانیم احساس کنیم. امر مادری به دلیل اینکه بقیه مسائل زنان دچار تغییر شده این مفهوم نیز تغییر پیدا کرده‌است. این تحول بسیار آشکار است و زنان در مقایسه خود با نسل‌های قبلی این تحول را متوجه می‌شوند.
چالش تحول امر اجتماعی در مقابل تعریف ایستای مادری
کاردوانی با اشاره به تغییرات امر بیرونی اظهار داشت: نقطه چالش در اینجا این است که یک سری تعاریف، چارچوب‌ها و وظایف پیرامون نقش مادری وجود داشته‌است. درحالی که ما با یک امر تحول یافته بیرونی در جامعه روبه‌رو هستیم. این تحول امر اجتماعی در مقابل تعریف ایستا و کتابی از نقش مادری قرار می‌گیرد. در اینجا چالش به وجود می‌آید.برای مثال شاخص‌هایی برای مادری تعریف میکنند که ارتباط مادر و کودک باید به صورت مستمر صورت بگیرد. در این تعریف نقش پدر کمرنگ می‌شود و یا جایگزین‌هایی برای مراقبت از کودک بسیار محدود است.
وی در ادامه گفت: اما در یک تحول اجتماعی، هویت اجتماعی مانند تحصیل و اشتغال برای مادران امر مهمی محسوب می‌شود و بخشی از هویت مادر قرار گرفته‌است. به صورتی که بعضا در رقابت با مادری قرار می‌گیرد. در اینجا تعارض صورت می‌گیرد. امر عینی که مادر می‌خواهد فعالیت اجتماعی داشته باشد با امر ذهنی که مادر را در یک چارچوب 24 ساعته تعریف می‌کنند، نقطه مقابل همدیگر می‌شوند.
 این تعریف که مادر را به مثابه یک فرشته می‌داند و هیچگاه عصبانی نمی‌شود و همیشه در خدمت بچه است، آسیب‌هایی را به همره دارد. بزرگترین نتیجه این تعارض این است که ممانعت از زنانگی در جامعه اتفاق می‌افتد.
تبعات ایجاد تعارض بین مادری و هویت اجتماعی
کاردوانی با توضیح آسیب‌های تعریف ذهنی امر مادری ادامه داد: در نتیجه این تعریف ذهنی به مرور زمان خانم‌ها احساس می‌کنند این امر ذهنی و عینی متضاد و متعارض روبه‌رو هستند و سعی میکنند یکی را محدود کنند. در اینجا چون امر مدرن با ثروت و شهرت و قدرت یک فرد را ارزیابی می‌کند و ارزش‌های معنوی جایگاهی ندارند و همچنین امر زنانگی دست خود یک خانم است و خودش بهش تسلط دارد و می‌تواند آن را محدود کند و کاهش دهد. بنابراین زنانگی خود را کاهش می‌دهند و از آن می‌گذرند.
این استاد دانشگاه با اشاره به ضرورت بازتعریف امر مادری و خانه‌داری گفت: وقتی که نتوانیم امر ذهنی و تعاریفی که از خانه‌داری و مادری وجود دارد را بازتعریف کنیم، نتایج و پیامدهای منفی را در بر دارد. پیامدهای منفی در سه بعد اجتماعی و خانوادگی و فردی رخ می‌دهد. جامعه برای حیات و نشاط نیاز زن به مثابه زن دارد که زنانگی دارد. در این صورتی که امر ذهنی و عینی به تعارض می‌افتد، زنانگی به خطر می‌افتد و این در نهایت حیات اجتماعی را تحت تاثیر می‌گذارد.
لزوم بازتعریف مادری
وی ادامه داد: بازتعریفی که باید در امر مادری اتفاق بیافتد این است که مادری را امر سیال بدانیم و مادری را فقط در وجود زن منحصر نبینیم. یعنی کودک یک سری نیازهایی دارد که مادر بهترین فرد برای برآورده کردن این نیازها است. اما به این معنی هم نیست که فرد دیگری نمی‌تواند این نیاز را برآورده کند. نمونه‌های بسیار زیادی وجود داردکه مردان با کمک به عرصه خانواده و مراقبان دیگر مثل اقوام و آشنایان، نقش مادری را تسهیل کرده‌اند. دوم اینکه تکنولوژی ظهور کرده و این امکان را فراهم کرده است که افراد بتوانند همزمان چند کار را باهم مدیریت کنند. این تکنولوژی هم به بازتعریف مفهوم مادری کمک می‌کند.
این استاد دانشگاه با توضیح اینکه در مقابل بازتعریف مادری و خانه‌داری مقاومت‌هایی وجود دارد، گفت: اما مشکلی که وجود دارد این است که وقتی می‌خواهیم به سمت بازتعریف آن تعاریف ذهنی ایستا حرکت کنیم با یک هجمه‌ اجتماعی روبه‌رو هستیم که تغییر را آسیب می‌دانند. درحالی که اگر این تغییر را تغییر متناسب با جامعه تحول یافته و نیازهای هوبیتی زنان ببینیم، تغییر مثبتی است. اگر به این تغییر برچسب چالش و آسیب بزنیم آن تعارضاتی که توضیح دادم فراگیر و غیرقابل حل می‌شود. در صورتی که  بازتعریف امر مادری و خانه‌داری آسیب دیده شود مقاومت می‌کنند و سعی می‌شود که خانم را در همین ساختار و سیستم مثل قبل نگه دارند. اما اگر تغییر مثبت دیده شود سیستم و ساختار از امر سیاسی تا امر اجتماعی و نقش مردان بررسی می‌شود و نقش مادری را می‌توان با توجه به این‌ها جایابی کنند و جامعه و ساختارها را متناسب با مادر تغییر دهند. اجتماع کمک می‌کند به امر مادری و فضاهایی در نظر گرفته می‌شود که کودک کاملا در ارتباط با طبیعت و مادر هست.
خدمات اجتماعی مادران
کاردوانی در ادامه با توضیح خدماتی که باید اجتماع برای مادران ارائه دهند افزود: دولت بهترین مراکز در شهرها را سوبسید می‌گذارد و در اختیار کودکان قرار می‌دهد. نه به این صورت که مهدکودک‌ها خصوصی شود و فرد با حداقل هزینه خانه‌ای کوچک را که استاندارهای لازم را ندارد مهدکودک کند. ما اگر بخواهیم بپذیریم که زن نقش مادری و خانه‌داری را ادامه دهد و نقش خانه‌داری به امری منفور و کنار رفته تبدیل نشود، باید این تسهیل را ایجاد کنیم.
وی با اشاره به اهمیت بحث مسکن در سیاستگذاری و ارتباط آن با امر مادری گفت: بحث مسکن با توجه بیشتری سیاستگذاری شود. مسکن باید به شکلی طراحی شود که متناسب با امر دوستدار خانواده باشد. در کنار منازل مسکونی خانه‌های بازی و پارک‌ها باید استاندارد باشد که تربیت و رشد و خلاقیت کودک شکوفا شود و به کمک مادر بیاید  و مادر بتواند ابعاد دیگر زندگی را نیز داشته باشد.
این استاد دانشگاه ادامه داد: مدل‌های جدید از اشتغال نیز که فرد در منزل هست و می‌تواند کار کند جایگزین شغل‌های چارچوب‌داری که مادری و زنانگی را محدود نکند، شود. در سال 1980 یکی از فمینیست‌های رادیکال یک مفهومی را مطرح می‌کند به نام قدرت زن. این مفهوم مبانی نظری بسیاری از آکادمی‌های مادری است. در بسیاری از کشورها دانشگاه‌های مادری داریم که بر مبنای قدرت زن کار می‌کنند. حرف این فمینیست این بود که جامعه باید اجازه بدهد زن خودش مادری‌اش را تعریف بکند و چارچوب، خط‌ها و تعریفی که از مادری دارد را خود زن از دورن خودش ارائه دهد.
مادری به مثابه قدرت زن
کاردوانی با اشاره به مفهوم قدرت درخصوص امر مادری گفت: مادری اگر به مثابه قدرت زن شناخته شود و نه نقطه ضعف او و کلیت جامعه این را بپذیرد که یک زن با وارد شدن به مرحله مادری از جهات مختلف ویژگی‌های برتری پیدا می‌کند، می‌تواند جایگاه و ارزش پیدا کند.روی این دست از مفهوم‌ها باید فرهنگ سازی شود. امر ذهنی همان فرهنگ جامعه است.
وی با اشاره به مسئله مهم محدودکردن امر مادری و فشارهای اجتماعی اظهار داشت: اگر ما یک قالبی را برای زنانگی و مادری و خانه‌داری در نظر می‌گیریم و اگر زن از آن قالب تخطی کرد با برچسب خودخواهی و دورشدن از فطرت دنبالش کردیم به مرور زمان شاهد امتناع از مادری خواهیم بود. درصورتی که باید مادری کردن به مثابه قدرت زن دیده و همه سیستم جامعه با نیازها و قدرت او طراحی شود.
به مادران برچسب نزنیم!
این استاد دانشگاه افزود: اما جامعه مادر را دور می‌کند اگر در حین تحصیل و اشتغال هستی برو مرخصی. به مرخصی‌ها به عنوان تسهیل نگاه نمی‌کنند. از این نظر نگاه می‌کنند که زن نباید در جامعه باشد. اگر به جای تعریف‌های یک بعدی از زن اجازه بدهیم زن و زنانگی از درون زن نشئت بگیرد و زنان از مسیرهای مختلفی مادری را تجربه کنند بدون آنکه جامعه به آن‌ها برچسب خودخواهی بزند، مادری رواج پیدا میکند و امری مثبت می‌شود.
این استاد دانشگاه با اشاره به سیاست‌های دیگر کشورها در قبال مادری و خانواده گفت: فضاهایی در عرصه بین‌المللی با عنوان شیوه‌های دوستدار خانواده وجود دارد. به صورتی که بچه‌ها را در یک زمانی از روز به محل کار می‌آورند تا بچه‌ها در جامعه و با محوریت خانواده رشد کنند. خانواده به معنای خانه نیست. به معنای پشتوانه فکری و تربیتی است. این سازمان‌ها و به طور کلی شهر و جامعه دوستدار خانواده وقتی می‌خواهد سیاستگذاری کند اول این را می‌بیند که یک کودک چه نیازهایی دارد و چطور می‌شود که به یک خانواده که هم زن و مرد و بچه است توجه شود. اگر فقط زن را در نظر بگیریم زن می‌گوید من نمی‌خواهم این بار سنگین را بردارم و عقب نشینی می‌کند.
جامعه خانواده محور
کاردوانی در ادامه اظهار داشت: اصل سیاستگذاری مادری فقط در مرخصی زایمان محدود شده‌است. سیاستگذاری مادری باید نقش خانواده را در نظر بگیرد. نقش پدر را در کنار مادر پررنگ ببیند. به جای اینکه فقط مرخصی بدهد سیاستگذاری را تدریجی و سیال و انعطاف‌پذیر قرار دهد. مکان‌هایی را درنظر بگیریم که کودکان بتوانند رفت و آمد بکنند و پدر و مادر در عین محوریت داشتن برای تربیت از فضای جامعه هم کمک بگیرند.
 این استاد دانشگاه در ادامه توضیح داد: اگر ما خانواده را به مفهوم خانه گره بزنیم کاملا در سیاستگذاری خانواده شکست میخوریم. ما باید فضای اجتماعی را دوستدار امر خانواده و مادران بکنیم. جامعه خانواد محور از حمل و نقل تا سازمان‌ها دوستدار و بر اساس نیازهای خانواده است. به این صورت که مترو و اتوبوس محلی برای رفت و آمد کالسکه در نظر می‌گیرند و محل تفریح و پارک براساس نیازهای خانواده است. در یک کلان شهر مثل تهران یک سالن مطالعه همراه با سالن کودک وجود ندارد.
مادری به مثابه شغل
کاردوانی در پایان اظهار داشت: باید  مرد و زن و فرزند  ذیل خانواده دیده‌شود. جامعه ما در حال حاضر مرد را موجود اجتماعی و زن را موجود خانوادگی می‌بیند. به همین دلیل وقتی می‌خواهند سیاست خانواده بگذارند در همه ابعاد در وجود زن خلاصه می‌شود و مرد نادیده انگاشته می‌شود. مادر وقتی ببیند که بچه همه جا دست و پا گیر و همه بار خانواده بر دوش او است دیگر  احساس راحتی و ارزشمندی نمی‌بیند. ما باید مادری را به مثابه شغل ببینیم و اقتضائاتی دارد که در این جهت سیاستگذاری منعطف می‌شود و ارزشمندی به مادر می‌دهد. حضرت آقا در یک سخنرانی تعبیر شغل مادرانه را به کار می‌برند. یعنی در عین اینکه ما می‌خواهیم تقدسی به این کار بدهیم اگر زن گفت من می‌خواهم بیمه شوم، پولی را دریافت کنم و یا در این کار کمک بگیرم، اتهام خودخواهی یا اتهام ناکامل بودن در مادرانگی نباید به او بزنیم.
نکته پایانی
ما اگر دو نکته را در سیاستگذاری در نظر بگیریم با بازتعریف از خانه‌داری و مادری پیوند پیدا میکند و بدون اینکه امر مادری و خانه‌داری ذبح شود این تحول صورت می‌گیرد. یکی مفهوم جامعه خانواده محور است که سیاستگذار همه نیازهای خانواده را و نه فقط زن را در راستای خانواده ببیند. دوم ارزشگذاری و ارزشمندی خانه داری و مادری به مثابه یک شغل و فعالیتی که باید الزاماتش درنظر گرفته، دیده شود.

  |جنس اول؛ رسانه زنان، خانواده و زیست جنسی

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.