مادرها حرف دارند!

روایت مادرانگی های متفاوت

روز مادر بعد از همه تبریکات و تعریف های مرسوم درخصوص مقام والای مادری، باید صدای واقعی مادران و نیازهای آنان را نیز بشنویم. مادرانی که به اندازه تفاوت‌های فردی انسان‌ها، مادرانه‌های متفاوت و سبک زندگی‌های مختلفی را تجربه میکنند. در کشور فقط یک الگو از مادری کردن ارائه می‌شود، حال آنکه باید مسائل و نیازهای گوناگون مادران با سبک زندگی‌های متفاوت آنان تفهیم شود؛ برای مثال مادر شاغل با مادر دانشجو و خانه‌دار مسائل و نیازهای متفاوتی دارد. به همین تبع مادر شهری و روستایی نیز متفاوت است. بنابراین در عرصه سیاستگذاری باید به این تفاوت‌ها توجه شود.برای اینکه این واژگان بهتر و ملموس‌تر شوند، با چند مادر در موقعیت‌های متفاوت گفت‌وگو کردیم.


فاطمه، مادر 21 ساله، دانشجو

در ابتدا بخشی از صحبت‌های فاطمه مادر 21 ساله که فرزندش سه ماهه و دانشجوی ترم 7 است، را میبینیم. فاطمه در ابتدای صحبتش از مزایای غیرحضوری شدن کلاس‌ها و دغدغه‌ای که نسبت به حضوری شدن آن دارد می‌گوید: اگر دانشگاه حضوری بود و من بچه‌دار می‌شدم، در دوره بارداری و بعد از زایمان نمی‌توانستم کلاس‌ها را ادامه بدهم. نزدیک به یک سال من نباید دانشگاه می‌رفتم و مجبور بودم مرخصی بگیرم. در شرایط فعلی کل این فرایند را غیرحضوری گذراندم و درس‌هایم را خواندم.

اما الان که می‌گویند ترم بعدی حضوری می‌شود چالش بسیار بدی است. بچه را نمی‌توانم پیش کسی  بگذارم زیرا  دخترم 3 ماهه است و به شدت از نظر روانی و جسمی به مادر وابسته است. اطرافیان خلقیات بچه را در این ماه های اولیه نمی‌شناسند و نمی‌توانند رسیدگی مناسبی داشته باشند. هیچ حمایتی از طرف دانشگاه و اجتماع وجود ندارد. ما سه نفر در کلاس هستیم که بجه داریم و نمی‌دانیم در صورت حضوری شدن باید چه کار کرد. حتی اگر بشود بچه را به دانشگاه بیاوریم کدام استاد اجازه می‌دهد که با بچه سرکلاس بیایم. در دانشگاه مهدکودک نیز وجود ندارد که بشود بچه را در زمان دو ساعته کلاس آن‌جا بگذاریم.

وی در ادامه به مشکلاتی که در وضعیت غیرحضوری نیز وجود دارد اشاره کرد و گفت: الان هم که آنلاین است هیچ حمایتی نیست. ما این ترم، 4 ارائه داشتیم و ساعت ارائه 8 صبح بود. وقتی به استاد میگفتیم که در این ساعت وضعیت من خیلی نابسامان است قبول نمی‌کردند. دو تا از اساتید قبول کردند. ولی دو نفر دیگه قبول نکردند و مجبور شدم که آنلاین بشم. حتی وقتی آنلاین شدیم گفتند چرا وب کم را روشن نمیکنید که مجبور شدم بگویم در حال شیر دادن به بچه هستم. هیچ حمایت و درکی از سمت اساتید نیست. واقعا امکانش هست که وقتی حضوری شد در کلاس‌های حضوری یک لپ تاپ روشن کنند و برای مادران کلاس‌ها غیرحضوری برگزار شود. یا 16 جلسه است 10 جلسه حضوری بیایند و به جای 6 جلسه پروژه و تحقیق ارائه بدهند. تسهیلاتی برای مادران باید باشد که وجود ندارد.

این مادر دانشجو درباره فشارهای روانی که از سمت اطرافیان به او وارد می‌شود می‌گوید: بعد از زایمان نیز فشار اطرافیان وجود دارد و حجم ناتوانی جسمی و روانی را درک نمی‌کنند و انتظاراتی که از من در آن زمان داشتند مثل انتظار از یک زن عادی است. فشارها و انتظاراتی مثل اینکه چرا خونه کثیف است؟ چرا غذا برای همسرت درست نمیکنی؟

 یادگرفتن بچه و خلقیات حدود 3 الی 4 ماه طول می‌کشد. در اوایل بدن اصلا عادت ندارد که در طول شب چندین بار بیدار شود و این باعث میشود که ضعف جسمی بیشتر شود و حال و حوصله و عصاب مادر بهم بریزد. چون این مسائل نمود بیرونی ندارد کمتر درک میکنند. ضعف جسمی را نمی‌بینند.

این مادر با اشاره به اهمیت مشارکت همسر در امور خانه گفت: همه انتظار دارند تا اینکه بخواهند کمک کنند. همسرم در طول بارداری در امور خانه چندان مشارکت نداشت. ولی چند هفته اول پس از زایمان کمک می‌کرد. بعد از آن خودم بودم و خودم. با اینکه کارها را انجام می‌‌دادم دیده نمیشود زیرا همه معتقد بودند که همه این کارهایی که انجام می‌دهم وظیفه من است.

شیما، مادر 2 فرزند، دکتر داروساز

شیما مادر 2 فرزند سه ساله و دوساله که دکتر داروساز است نیز درخصوص مسائل و چالش‌هایی که در سرکار با آن روبه‌رو است می‌گوید: من هم تجربه‌ی کار تمام وقت و هم نیمه وقت دارم. کار تمام وقت و مادر بودن واقعا سخت است. مهم‌ترین مشکل محل امنی برای نگهداری بچه‌ها بود. اگر یک روز مادرم کار داشت یا مریض میشد و می‌گفت بچه‌ها را پیش من یاور، من استرس داشتم که چه کار کنم و مثلا مجبور می‌شدم مرخصی بگیرم. وقتی هم نمیرفتم فردا رئیس عصبانی بود و سرکوفت می‌زد که کارایی لازم را نداری. یا ناگهان صبح میخواهی بروی سرکار میبینی بچه تب کرده یا باید بچه مریض را بذاری و بروی یا نروی سرکار که سرکار نرفتن بدون اطلاع قبلی باز هم موجب خشم اژدها می‌شد!

وی درباره مرخصی گفت: دو روز و نیم مرخصی استحقاقی برای مادر بچه دار کم است. من حاضر بودم حقوق کمتری می‌گرفتم ولی یک روز در هفته تعطیل بودم. یا اینکه برای مواقع ضروری ذخیره می‌شد. به نظرم 9 ماه مرخصی زایمان خیلی از جهت وقفه‌ای که در کارم می‌انداخت موثر نبود. من بچه‌ها را از سه چهار ماه گذاشتم در کنار مادرم و به سرکار رفتم. اگه بیشتر می‌ماندم افسرده می‌شدم. به نظرم ساعات کاری منعطف در این برهه بهتر از مرخصی تمام وقت 9 ماهه است.

وی در خصوص برخوردی که اطرافیان و جامعه با او دارند گفت: مشکلات فرهنگی هم که دیگر خودت بهتر میدانی. همه تو را مادر بیرحمی می‌دانند که همه‌ی مریضی بچه‌ها و مشکلاتشان تا ابد تقصیر سرکار رفتن تو هست. کارهای خانه وظیفه من است و اگر پدر کمک می‌کند لطف اوست. غذا پختن وظیفه توست و باید از خوابت بزنی که برای فردا غذا درست کنی. همدلی نکردن افراد و ناقص دیده شدنت خیلی احساس بدی است. میفهمی چه میگویم یعنی چون تو بچه داری پرفکت نیستی در صورتی که توانمندی های تو چیزی از بقیه کم ندارد فقط مدت کوتاه یکی دوساله نیاز به حمایت بیشتری داری.

این مادر درباره اهمیت نقش پدر و مشارکت در امر تربیت فرزند گفت: مشکل بعدی در مادر بودن نداشتن هیچ ساعت اختصاصی حتی برای دستشویی رفتن است. پدر اینجا نقش خیلی پررنگی دارد. وقتی به خانه می‌آید نباید مستقیم به پای تلویزیون برود یا دائم خودش را با موبایل سرگرم کند. در حالی‌که  بچه ۲۴ ساعت آویزان مادر باشد. پدر باید وقت اختصاصی را برای فرزندانش بگذارد. برای بیرون رفتن، گردش کردن، خرید، پارک، کتاب خواندن و… . این‌ها در رشد و تربیت بچه هم تاثیر دارد. پدرانی که روزها، وقت زیادی سرکار هستند یک سری کارهای شبانه فرزند مثل مسواک زدن، دستشویی رفتن یا پوشک عوض کردن را بر عهده بگیرند که مادر نیز برای خودش استراحت داشته‌باشد.

زهرا، دارای فرزندی 5 ماهه، شاغل تمام وقت

زهرا مادر شاغل دیگری که فرزندش 5 ماهه است از وضعیت و شرایط کاری بسیار نامناسب خود می‌گوید:

کار من تمام وقت است و باید از ساعت 9 تا 6 ظهر ساعت کاری می‌زدم. اوایل من و فرزندم داخل یک اتاق جداگانه بودیم. اما با اعتراض بقیه من را از آن‌جا اخراج کرده‌اند. هم‌چنین نه ماه مرخصی زایمان من بدون حقوق بود. من برای کمک به مخارج خانواده کار می‌کنم و هم‌چنین علاقه دارم که فعالیت داشته باشم اما زیر ساخت اجتماعی برای من فراهم نیست. من خودم چون آدمی هستم توی خانه نمی‌توانم بمانم کار کردن را دوست دارم از طرفی هم بچه را بخواهم بگذارم مهد با این حقوق‌ها نمی‌شود.

وی در ادامه به الزاماتی که باید در اشتغال زنان رعایت شود اشاره کرد و گفت: ساعت کاری طوری باشد که بتواند به فرزندش هم رسیدگی کند. اینجوری به نظر من به مادر شاغل صدمه وارد نمی‌شود. باید یا ساعت کاری مادر شیرده کم یا کار غیرحضوری برای مادرانی که مثل من علاقه به کار کردن دارند فراهم باشد.

مرضیه، مادری 4 فرزند، خانه دار

مرضیه مادر 4 فرزند 7، 4، 2 ساله و 4 ماهه که خانه‌دار است و تحصیلاتش را در مقطع ارشد تمام کرده‌است، از چالش‌های زنان خانه‌دار می‌گوید:

 اولین چالشی که برای این زنان مطرح می‌شود ارزشمندی خانه‌داری است که در جامعه نگاه مثبتی به آن وجود ندارد. باید این فرهنگ شود که خانه‌داری یک امر خوب و ارزشمند محسوب شود. در جهت این ارزشمندی می‌شود تسهیلاتی را نیز درنظر گرفته‌شود. یک مسئله دیگر مهارت افزایی زنان خانه‌دار است. آموزش‌های زیادی در رابطه با مسائلی مانند تربیت فرزند و همسرداری وجود دارد ولی یک دوره منسجم، کامل و عمومی وجود ندارد.

وی هم‌چنین در ادامه گفت: هم‌چنین باید یک بستر برای مشارکت اجتماعی برای زنان خانه‌دار فراهم شود. یک صنف و گروه باشند که برای خودشان نماینده نیز تعیین می‌کنند. این نماینده در سطوح بالا مطالبات این قشر را به گوش مسئولین برساند. یکی از نیازهای زنان خانه دار ارتباط گیری است. این گروه “مادرانه‌” که ایجاد شده برای این کار است اما همه زنان خانه دار را پوشش نمی‌دهد. باید یک گروه که بتواند اقشار مختلف زنان خانه دار را پوشش دهد ایجاد شود.

این مادر با تاکید بر امر مشارکت در خانواده اظهار داشت: تعریف درست باید از خانه داری در جامعه رواج یابد. خانه داری مساوی با این نیست که همه کارهای خانه باید توسط مادر خانه انجام شود. زوم نشود روی این که خانه داری فقط بشور و بساب است. این فرهنگ باید ترویج شود که همسران باید در کارهای خانه مشارکت جدی داشته باشند.

این صحبت‌ها گوشه‌ای از دغدغه‌ها و مسائل مادران جامعه بودند. مسائل زنان روستایی، زنان سرپرست خانوار و یا زنان در شغل‌های فرودست همچنان باقی و مهم است. نقطه اشتراک همه این دغدغه‌ها دیده شدن و مقبولیت از سمت جامعه و خانواده و تقاضای مشارکت در کارهای خانه و تربیت فرزند بود. مسئله‌ای که معطوف به بعد فردی و اجتماعی مادران می‌شود. همان‌طور که در ابتدای بحث گفته شد این بعد از شخصیت مادران نادیده شده‌است. بنابراین بهترین هدیه مادران جامعه پذیرش ابعاد فردی و اجتماعی آنان است.

نویسنده: زهره حسنی سعدی


  |جنس اول؛ رسانه زنان و خانواده

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.