این بار نوبت رابطه جنسی با کودکان است که عادی شود!

روزنامه مشهور usa today در یک قبح شکنی عجیب، مقاله ای در دفاع از افراد پدوفیل یا بچه باز منتشر کرد. این گزارش نیز با همان استدلال های قدیمی عادی سازی انحرافات جنسی این بار سراغ مسئله کودک بارگی رفته است. حکایت اما همان حکایت قدیمی است. در دهه های گذشته هرگاه دولت های غربی و نظام سرمایه داری خواسته اند یکی از انحرافات جنسی را عادی جلوه دهند همین راه را طی کرده اند.


ابتدا باید جامعه روانپزشکی و روانشناسی وارد شود؛ آنها با بررسی بیماران مبتلا به یک انحراف جنسی، سعی میکنند که ریشه بیماری را شناسایی کنند. روانپزشکان در این گام به اینجا میرسند که این فرد به انجام یک عمل نابهنجار گرایشی عمیق دارد. اما آنها به رسالت خود که شناسایی ریشه بیماری است اکتفا نکرده و در گام بعد شروع به توصیه میکنند، توصیه هایی از این قبیل که «ریشه این گرایش نامعلوم است. این افراد غیرقابل درمان هستند (در حالی که بسیاری از افرادی که درمان میشوند توسط رسانه ها سانسور میشوند). فشارهای اجتماعی میتواند وضعیت را برایشان سخت تر کند. آنها باید توسط جامعه پذیرفته شوند.»

طبیعتا اینجا جایی است که دانشمندان علوم اجتماعی باید ورود کنند و با یادآوری تبعات اجتماعی شیوع یک انحراف جنسی از عادی سازی آن جلوگیری سازند، اما نکته اینجاست نظام سرمایه داری آنقدر بر نهاد علم در غرب سلطه پیدا کرده است که تصمیمی که باید اجرا شود بدون هیچ مانعی به ثمر نشیند.

بعد از ایجاد شک در مورد یک انحراف جنسی توسط جامعه روانپزشکی و روانشناسی، نوبت شروع آزمایش های مختلف زیستی است که ریشه بیماری را در مرکز فرماندهی یعنی مغز بررسی کنند، در صورت کشف یک نقطه مبهم در مغز بیمار (و قبل از اینکه با قطعیت این موضوع به اثبات برسد)، موج خبررسانی آغاز میشود که این وضعیت مادرزادی است و این دسته از مجرمین جنسی، این گرایش را انتخاب نکرده اند بلکه بصورت مادرزادی اینطور آفریده شده اند، آنها آفرینش طبیعت هستند و ما باید آنها را بپذیریم!

حال آنکه بسیاری از اوقات مغز بخاطر دارا بودن خاصیت پلاستیسیتی، در اثر مبادرت فرد به یک عمل خاص تغییر حالت میدهد، در حالی که پیش از آن چنین نبوده است. نکته بعد اینکه مادرزادی بودن بسیاری از بیماریهای روانی مانند افسردگی، اسکیزوفرن و… اثبات شده است، اما این دلیل خوبی نیست که وضعیت ایشان، بعنوان یک وضعیت نرمال شناسایی شود.

اما کار در اینجا متوقف نمیشود. با لابی های سیاسی که شکل میگیرد، بدون اینکه از نظر علم دستاورد مشخصی بدست آمده باشد، انحراف جنسی جامه قانون به تن میکند و همگان ملزم به رعایت حال این افراد میشوند. به طوری که توهین به آنها جرم محسوب میشود. به عنوان مثال اگر پیش از این همجنسبازی یک اختلال به حساب میآمد امروز در جوامع غربی کسی که همجسبازی را یک انحراف بداند دارای اختلال همجنسگراهراسی معرفی میشود!

بعد از این نیز نوبت هالیوود و نظام رسانه ای است که نقش مؤثری در عادی سازی یک انحراف بین عموم مردم و حتی کودکان و نوجوانان ایفا کند. در موضوع عادی سازی همجنسبازی امروز بزرگترین فستیوالها، جوایز ویژه ای را برای فیلم هایی با مضمون همجنسبازی اختصاص داده اند.

“ما تا بحال راجع به افراد بچه باز اشتباه کرده ایم!”

این بار اما مسئله کمی متفاوت است. نظام سرمایه داری چندسالی است که بعد از عادی سازی بسیاری از انحرافات جنسی همچون همجنسبازی، خودارضایی، خیانت و… این بار سراغ مسئله کودک بارگی یا همان بچه بازی رفته است. البته به گفته دکتر جوزف نیکولوسی در کتاب preventing homosexuality، انجمن روانپزشکی آمریکا (APA) در سال 1994 نیز سعی کرد اختلال پدوفیلی را از لیست بیماری ها خارج کند؛ APA در این نسخه از کتاب فهرست اختلالات روانی (DSM)، پدوفیلی را تنها در صورتی اختلال معرفی کرده بود که فرد در زندگی شخصی یا کاری با مشکل مشخصی روبرو بشود، در غیر اینصورت این گرایش طبیعی است! اما به دلایلی همچون اعتراضات شدید مردمی مجبور شد در اصلاحیه دی.اس.ام تعریف پدوفیلی را به تعریف سابق برگرداند.

بعید است که به این راحتی نظام سرمایه داری بتواند قبح این موضوع را در عرف جوامع غربی بشکند، اما بررسی وضعیت نشان میدهد که آنها تا حدی در این هدف نیز مانند به رسمیت شناختن دیگر اختلالات جنسی، موفق بوده اند و به مرور توانسته اند ذهنیت جامعه دانشگاهی و تا حدی عموم جامعه را، نسبت به پذیرش افراد بچه باز به عنوان گونه های خاصی از طبیعت، همراه کنند. 

در مورد عادی سازی گرایش جنسی به کودک نیز همان تکنیک های قدیمی در حال انجام است. در ادامه بخش هایی از این استدلال ها را که در مقاله اخیر USA TODAY به آن اشاره شده است از نظر میگذارنیم:

گرایش جنسی به کودکان یک وضعیت مادرزادی است! در گزارش چنین آمده است که پدوفیل ها نقشی در انتخاب گرایش خود نداشته اند. به گفته دکتر جیمیز کانتور، روانشناس بالینی و محقق جنسی «شواهد نشان می دهد که این وضعیت مادرزادی است؛ یک وضعیت عصب شناختی است.». در گزارش به انجمن روانپزشکی آمریکا نیز اشاره شده است که علت تمایل به رابطه جنسی با کودکان را به دوران بارداری مادرارتباط داده است. مایکل ستو، مدیر تحقیقات پزشکی قانونی اتاوا در کانادا در این گزارش اعلام میکند که دانش عصب شناسی بیش از هر زمانی مجهز است که وضعیت پدوفیلی را توصیف کند! او معتقد است که بچه بازی چیزی نیست که افراد انتخاب کنند.

افراد پدوفیل قربانی طبیعت هستند و ما تا کنون راجع به آنها اشتباه کرده ایم: در این گزارش چنین آمده است که اگرچه پدوفیلی به عنوان یکی از وحشتناک ترین بیماری های اجتماعی در نظر گرفته می شود، اما دانشمندان گفته اند این اختلال تا کنون اشتباه گرفته شده است!

این فقط یک گرایش است و قرار نیست به هیچ کسی آسیب برساند: طبق این گزارش مردم نباید پدوفیلی را مترادف با سوء استفاده جنسی از کودکان تصور کنند، این فقط یک جاذبه را توصیف میکند!

کسی که گرایش جنسی به کودک دارد، با فرد بچه باز متفاوت است؛ با بیان اینکه همه افرادی که از کودکان سوء استفاده جنسی میکنند پدوفیل نیستند سعی در این دارد که «بچه باز» را به کسی که صرفا تمایلات جنسی به کودکان دارد تقلیل دهد.

هیچ راه درمانی وجود ندارد که فرد پدوفیل را به غیرپدوفیل تبدیل کند؛ در این گزارش با اشاره به اینکه پدوفیلی هیچ راه درمانی ندارد، از امکان آموزش کنترل به افراد سخن میگویند.

افرادی که بچه باز ها را نمیپذیرند و به آنها توهین میکنند باید مجازات شوند! در گزارش USATODAY تلویحا به این اشاره شده است که فردی که به بچه بازها توهین میکند باید با مجازات روبرو شود.

همانطور که مشخص است در حوزه عادی سازی رابطه با کودک نیز همان راهکارهای قدیمی در حال پیاده شدن است و عجیب نیست که در سال های آتی، حقوق بچه باز ها نیز در کنار دیگر منحرفین جنسی به عنوان حقوق بشر شناخته شده و کشورهای دنیا ملزم به رعایت آن شوند.


  |جنس اول؛ رسانه زنان و خانواده

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *