تعیین سقف برای “مهریه” آری یا خیر؟

بنابر اسناد تاریخی، مبلغ مهریه در صدر اسلام ثابت و معادل حدود ۲۰ تا ۲۵ سکه بهار آزادی امروزی بوده است؛ اما آیا ورود مجلس شورای اسلامی و تعیین سقف ۱۱۰ سکه برای مهریه بر همین اساس صورت گرفته یا دلایل دیگری نیز داشته است؟


جامعه امروز مدتی است با یک چالش جدید مواجه شده است؛ “مهریه” که این روزها یکی از علت‌های عدم ترغیب پسران جوان برای ازدواج است.

مهریه‌های بالا همچنین یکی از عوامل فروپاشی بنیان خانواده است؛ آنجا که برخی دختران تازه‌عروس به مدد آن به دنبال استقلال مالی و گذران زندگی بر اساس سلایق شخصی هستند و برای به دست آوردن آن حتی به طلاق فکر می‌کنند و مردان تازه‌دامادی که اسیر غول مهریه هستند و تمام عنان زندگی را باید به شریک زندگی خود بسپارند!

هر چند چنین مواردی، کم است اما انکار وجود آن در جامعه به‌خصوص در جوامع شهری، امری ناممکن است؛
یکی از راهکارهای کنترل غول مهریه، تعیین حد برای آن است تا این سنت حسنه اسلامی، در حقیقت بهانه تقدیر از همسر باشد تا ابزاری برای کنترل؛
هر چند تاریخ اسلام از حدگذاری مهریه تجربیات خوبی دارد اما الان برخی هستند که با استدلالاتی مانند دفاع از حق استقلال مالی و امنیت زندگی زن در نبود شوهر (به هر علتی ـ خواسته یا ناخواسته) تعیین سقف برای مهریه را برنمی‌تابند و تصویب قانون در خصوص حدگذاری را گام برداشتن در مسیر بی‌عدالتی می‌دانند.

مجلس در کمیسیون قضائی روی طرحی کار می‌کند تا موضوع مهریه را سامان دهد؛ موافق ورود مجلس به این موضوع هستید؟

امیدوارم که این مسئله در قالب “طرح” مورد رسیدگی قرار نگیرد؛ در مورد مهریه حرف جدی دارم و معتقدم چون بحث قضائی دارد و گرفتاری‌های حصول مهریه را قوه قضائیه بهتر از همه می‌داند، اگر مجلس وارد کار شود، چند چالش جدیدتر ایجاد می‌کند.

یکی از اعضای کمیسیون قضائی خبر آن را اعلام کرده است.

بله؛ زمانی که طرح تسیهل در مجلس بررسی می‌شد و متأسفانه نمایندگان حرف کسی را نمی‌شنیدند، یکی از نمایندگان فعال مجلس گفت که ما کار خودمان را می‌کنیم؛ این یک نوع روحیه تعامل‌ناپذیری است، مجلس خانه ملت است.

همان نماینده یک بار هم به حقوقدانانی که در مجلس به دنبال تعامل بودند، صفت لابی‌گر را داد و خبر از سفارش به حراست مجلس داد که دیگر آنها راه ندهند! این یک توهین به اساتید حقوق بود.

بسیاری از این حقوقدانان تا به حال حتی یک پرونده هم نداشته‌اند؛ یک عضو کمیسیون قضائی در مورد تک‌همسری و چندهمسری صحبت‌هایی به زبان آورد که دقیقاً خلاف منظومه فکری مقام معظم رهبری است؛ حضرت آقا توصیه‌شان به تک‌همسری است.

حضرت امام هم موافق تک‌همسری بودند و می‌دانم که حضرت آقا به‌شدت با چندهمسری مخالفند.

یکی از آقایان بزرگان می‌گوید هر بار پیش امام می‌رفت، امام مستقیم به او نگاه نمی‌کرد؛ پرسیده که آقا چرا به من نگاه نمی‌کنید؟ امام پاسخ دادند هر کاری می‌کنم نمی‌توانم به تو نگاه کنم؛ برای اینکه شما چه دلیلی داشتی وقتی همسرت سیده بود، رفتی زن دوم اختیار کردی؟!

 الان عمده نظری که کارشناسان هم موافق آن هستند و قوه قضائیه هم به آن گرایش دارد، تعیین سقف مهریه است؛ شما با این نظر موافق هستید؟

اگر تعیین سقف مهریه می‌خواست کارگشا باشد پیش از این انجام می‌شد؛ در طول تمام دوره‌های چندگانه قانونگذاری، برای مهریه سقف‌گذاری نکرده‌ایم و حتی توصیفش هم در قانون نیست که بگوییم مهریه چه باشد و چه نباشد یعنی انتخاب مهریه را برای خودِ مردم گذاشته است.

ما داریم بحثِ قانون را و گرایش آقایان را می‌گوییم و بعد می‌گوییم آن چیزی که اسلام می‌گوید چیست و حالا چطوری باشد اما مشخصاً قانونگذار ما در سال 91 و در ماده 22 قانون حمایت از خانواده یک دخالت کرد؛ در ماده 22 آمده است: “هرگاه مهریه در زمان وقوع عقد تا 110 سکه تمام بهار آزادی یا معادل آن باشد، وصول آن مشمول مقررات ماده (2) قانون اجرای محکومیت‌های مالی است؛ چنانچه مهریه، بیشتر از این میزان باشد در خصوص مازاد، فقط ملائت زوج ملاک پرداخت است. رعایت مقررات مربوط به محاسبه مهریه به نرخ روز کماکان الزامی است.”

یعنی ورود حاکمیت به موضوع تعیین سقف برای مهریه را نمی‌پسندید؟

حاکمیت ننباید در مسئله خصوصی مردم دخالت کند؛ اتفاقاً یکی از این مشکلاتی که تعیین سقف مهریه در اجرا ایجاد می‌کند، همین تأخیر در ازدواج‌هاست که آن را افزایش خواهد داد.

همانطور که مهریه زیاد باعث طلاق می‌شود، حدگذاری مهریه ممکن است مانعی برای ازدواج شود؛ حاکمیت باید اجازه دهد مردم خودشان مشکل خودشان را حل کنند. مشکل این است که قانونگذار نیامده یک سازوکار دقیق درباره 110 سکه را مشخص کند.

آیا حاکمیت برای وصول این 110 سکه که حدگذاری شده نباید تدابیری می‌اندیشید؟ مانند چه؟ مثلاً راه فرار را ببندد! اما رأی دیوان عالی یک چیز دیگر می‌گوید و از طرفی قانون 5 ساله ششم توسعه می‌گوید اسناد رسمی لازم‌الاجراست و باید از طریق اداره ثبت باشد.

بعد می‌گوید که خانم‌ها از طریق اداره ثبت اقدام کنند، از آن طرف نمی‌رود قانون محکومیت‌های مالی را اصلاح کند چون به نفع خانم‌ها نیست.

وقتی حدگذاری 110 سکه انجام می‌شود یعنی منِ قانونگذار می‌خواهم حمایت کنم اما حمایت چیست؟
این است که بگویی من حکم جلب می‌دهم، حالا آن را می‌خواهی چکارش بکنی؟ مردی که مهریه را نمی‌دهد را به زندان بفرستی که کدام مشکل حل شود؟ حمایت یعنی اینکه زن مجبور است از طریق ثبت اقدام کند و آقا بلافاصله می‌رود اموالش را به دیگری منتقل می‌کند؛ اقدام او فرار از دِین محسوب می‌شود؛ زن می‌رود شکایت می‌کند تا معامله باطل شود اما تفسیر قضائی می‌گوید نه!

در ماده 22 آمده اگر رأی قطعی از محاکم باشد، از طرف دیگر می‌گویی حق نداری از طریق دادگاه اقدام کنی و باید از مسیر اداره ثبت باشد؛ بعد می‌گویی باید رأی از دادگاه باشد؟ مثل این می‌ماند که به شما بگویند برو پشت بام اما نردبان نیست! مقنن باید یک عقلانیتی را در قوانینش در نظر بگیرد؛ قوانین ما باید قوانین حکیمانه باشد؛ ما قانون‌ها را برای این می‌خواهیم که فقط مشکلمان را با دنیا حل کنیم یا می‌خواهیم مردمان حالشان خوب باشد؟ در حالیکه شریعت نورانی ما می‌گوید اصل بر عدالت است.

 مبلغ مهریه در صدر اسلام ثابت و معادل حدود 20 تا 25 سکه بهار آزادی امروزی بود؟!

باید وضعیت امروز را هم سنجید همچنین شما این را در نظر بگیرید که آیا شرع منع کرده یا نه؟ آیا شرع گفته نباید بالا باشد؟ یعنی تعیین مهریه را منع شرعی کرده است؟ پاسخ منفی است؛ اینکه حالا حضرات معصومین(ع) فرموده‌اند این توصیه است که مثلاً بهتر است اینطوری باشد چون قرار بوده در ذات مهریه، یک چیز دیگری باشد آیا آیا الان همه زندگی‌ها به مبنای آنچه گفته شده، بنا شده است؟!

 اگر قرار بر حد گذاری مهریه باشد، پیشنهاد شما چقدر است؟

اگر بخواهد حدگذاری شود در یک صورت موافق هستم، آن هم این است که تمام قوانین حوزه خانواده تغییر کند؛ نهاد نفقه، حضانت، حتی طلاق و حتی اشتغال و نوع شغل زن، همه نیاز به بروزرسانی دارد؛ چرا فقط مهریه را می‌گویند؟ آیا این در واقع ناقض عدالت نیست؟ فقط مهریه؟ تأکید اصل دهم قانون اساسی بر خانواده است اما چرا باید فقط در مورد مهریه تصمیم بگیریم.

منبع: خبرگزاری تسنیم


  |جنس اول؛ رسانه زنان و خانواده

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.