کارآفرینی «فرصت محور» جایگزین «ضرورت محور» شود

جنس اول- زهره سعدی:

موضوع کارآفرینی زنان، همواره یکی از بحث‌های پرچالش در حوزه زنان و توسعه بوده‌است. در اغلب موارد این موضوع از این زاویه نگاه شده که چه مشکلات و موانعی بر سر راه زنان است که رشد و پیشرفت آنان در حوزه کارآفرینی چشمگیر نیست. دولت‌ها و متولیان حوزه زنان نیز در این راستا اقدامات سطحی برای سهل کردن راه ورود زنان به عرصه کار و اشتغال انجام می‌دهند.

در این راستا سمانه منصوری، مدرس دانشگاه، در رساله دکتری جامعه‌شناسی اقتصادی و توسعه، خود با عنوان «نقش و جایگاه کارآفرینی زنان در توسعه اجتماعی و اقتصادی مبنی بر ارزش آفرینی‌زنان»، به بازتولید این مفهوم و طراحی الگو و مولفه‌های جدید در این رابطه پرداخته‌است. او در گفتگو با جنس اول گفت: بحث کارآفرینی در توسعه کشورها، بحث مهمی است. مسئله اصلی که در این رساله به دنبال آن هستم این است که چرا با توجه به اهمیت کارآفرینی زنان، آن‌ها نتوانسته‌اند در این مدل اثرگذار باشند؟ چرا زنان در این تعریف موفق نیستند و حضورشان کمرنگ است؟ بیشتر مقالات و پژوهش‌هایی که در این موضوع کار شده به موانع و نارسایی‌هایی که زنان در این فرایند به آن برخورد می‌کنند، می‌پردازند. در این‌جا باید به این توجه کرد تعریف کارآفرینی ناقص است و نارسایی‌هایی دارد مفهوم کارآفرینی در زبان انگلیسی مؤلفه‌هایی مانند ریسک‌پذیری، نو آفرینی و خلاقیت را در خودش جای می‌دهد. اما ترجمه این مفهوم به کارآفرینی درواقع تقلیل آن است و فقط مفهوم اشتغال را تداعی می‌کند و دیگر مفاهیم را نادیده می‌گیرد.

وی در ادامه افزود: به‌همین دلیل وقتی با مسائل جنسیتی و مسئولیت‌های زنان در حوزه خانواده و تفاوت‌های موجود بین آنان و مردان روبرو می‌شویم نارسایی‌های این مفهوم آشکار می‌شود. به تبع همین مسئله سیاست‌گذاری زنان تنها به این معطوف است که خانم‌ها بتوانند کسب‌وکار راه بیندازند. ایجاد کار را نیز با این مؤلفه می‌سنجند که چقدر کارگر در این کسب و کار، مشغول هستند. این نوع سنجش از نگاه «ضرورت محور» می‌آید. یعنی فردی نیاز به درآمد دارد. پس اشتغال ایجاد می‌کنیم که به درآمد برسد. اما باید دقت داشت که برای توسعه یک جامعه باید از این نگاه ضرورت محور عبور کرد و به بازتولید مفهوم کارآفرینی پرداخت و در همین راستا باید کارآفرینی «فرصت محور» جایگزین ضرورت محور شود.
این مدرس دانشگاه در گفت: در مدل کارآفرینی فرصت محور فردی که تأثیرگذاری تربیتی دارد و یا به شکل‌های دیگر بر جامعه تاثیر می‌گذارد نیز ارزشمند شمرده می‌شود. معیار و میزان سنجش کار افراد تنها معطوف به بعد مالی و راه‌اندازی کسب‌وکار نیست.

منصوری با اشاره به ابعاد کارآفرینی فرصت محور گفت: بر مبنای همین یک مدل طراحی کردیم و دراین ‌راستا نظریات و انتقادات حیطه کارآفرینی را نیز مطرح کردیم سپس به تعریف این مفهوم پرداختیم. همچنین مؤلفه‌های این مفهوم را مشخص کردیم. علاوه‌براین علت‌هایی را که باید این نوع از کارآفرینی در جامعه رواج پیدا کند و ساری و جاری باشد را بررسی کردیم و پیامدهای آن نیز مورد بررسی قرار گرفت. این ارزش‌آفرینی کاستی‌هایی که مفهوم کارآفرینی دارد را نیز جبران می‌کند. به‌همین دلیل بسیاری از کارهایی را که زنان انجام می‌دهند مثل مدیریت داخلی خانه و تربیت فرزند ارزشمند شمرده می‌شود و نقش مستقیمی در جامعه دارد.

وی با تاکید بر ارزشمندی فعالیت زنان در مدیریت خانه گفت ذیل این مفهوم نظام محاسباتی به وجود می‌آید که این کارهای ارزشمند زنان در خانه که اصلا محاسبه نمی‌شد محاسبه شود. همچنین مسائل جنسیتی هویت و اقتضائات زنان در جامعه تعیین می‌شود. دیگر مثل روند فعلی نیست که همه ساختارها را مردانه ایجاد کنیم و توقع داشته‌باشیم زنان در این ساختارها نقش‌آفرینی کنند. در مدل ارزش‌آفرینی فرصت محور برخلاف کارآفرینی اصالت خانواده و ارزش‌های متفاوت زنان نیز حفظ می‌شود.

منصوری با اشاره به ناواقعی بودن شاخص‌های سازمان‌های جهانی درخصوص کارآفرینی زنان افزود: شاخص‌هایی که سازمان بین‌المللی جهانی برای کارآفرینی معرفی می‌کند نا واقعی است. در این شاخص‌ها بسیاری از کارهایی که زنان انجام می‌دهند و اثرگذاری هم دارند نادیده گرفته می‌شود. در این شاخص‌ها زنان فقط به واسطه شغل رسمی دیده می‌شوند. منشی‌گری و تایپ که اثر جدی هم ندارد شغل تلقی می‌شود. اما کار یک یک زن که درگیر تربیت فرزند است و نیروی کار برای جامعه فراهم می‌کند نادیده گرفته می‌شود.

این مدرس دانشگاه با توضیح تاثیر کارهای مختلف زنان در مدیریت خانه بر جامعه، گفت: مسئولیت‌های خانوادگی زنان و اثرگذاری‌های مختلفی در بخش های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دارد. جنس مدیریت زنان در خانه به طوری است که در همه ابعاد جامعه اثرگذار است. برای مثال در بعد اقتصادی همسر بیرون از خانه کار می‌کند، زمانی که آرامش روانی و روحی داشته باشد، قاعدتا در محیط کاری می‌تواند اثرگذاری بیشتری داشته‌باشد. در واقع آنچه که ما در عرصه اقتصاد بهره وری می‌گذاریم و به دنبال آن هستیم این بهره وری توسط زنان جامعه تزریق می‌شود.

منصوری در ادامه اظهار داشت: در حوزه اجتماعی اثری که تربیت مادر بر روی فرزند می‌گذارد، بسیار مهم است. همین ایفای نقش ترتبیتی، اثرات مفیدی در شخصیت فرد دارد. هم‌چنین اگر زنان این تربیت را انجام ندهند، باید سازمان‌ها و بوروکراسی‌های عریض و طویل برای این کار در جامعه شکل گیرد. حتی این سازمان‌ها نیز نمی‌توانند موفقیتی که زنان در تربیت افراد می‌گذارند را به وجود آورند. اما متاسفانه در عرصه شاخص‌های نقش آفرینی زنان این تعریف نشده‌است.
وی با اشاره به عدم توجه جامعه به نقش تربیتی زنان در خانه گفت: بحث کارآفرینی باید شاخص‌های دقیق و درست برای اثرگذاری در جامعه تعیین کند و فقط براساس اشتغال سنجیده نشود. باید تغییر اساسی در این مفهوم ایجاد شود و فعالیت خانم‌های خانه‌دار با همه اقدامات مثبت آن دیده شود. امروز به دلیل نادیده‌انگاری جامعه، زنان خانه‌دار احساس نقصان، بی‌فایده و بی‌اثر بودن می‌کنند.

منصوری در پایان گفت: حرف‌های ما و این ایده نافی این نیست که زنان می‌توانند وارد مشاغل مدیریتی و رسمی شوند. بلکه منظور این است که زنانی که شغل رسمی ندارند و خدمات مفیدی ارائه می‌دهند نیز دیده شوند. با این نگاه خیلی از زنانی که به دلیل همین دیده نشدن تن به شغل‌های دون‌پایه ای مثل منشی‌گری داده‌اند کاهش پیدا می‌کنند. همچنین زنان متناسب با اقتضائات جنسیتی خودشان نقش‌آفرینی می‌کنند. در این ارزش‌آفرینی به مؤلفه‌هایی که در حوزه زنان وجود دارد مانند تمایزهای جنسیتی زنان متوجه می‌شود. همچنین نظام محاسباتی تغییر پیدا‌ می‌کند و فقط درآمد مبنای محاسبه قرار نمی‌گیرد.

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.