چند گزاره درباره لزوم سکوت رسانه‌ای در قبال تعدد زوجات

جنس اول -ابوالفضل اقبالی

 تعدد زوجات از جمله موضوعات مناقشه‌برانگیزی است که موافقان و مخالفان آن هیچ‌گاه نتوانسته‌اند به دور از هیجان و تعصب در یک فضای گفتگوی سالم درباره آن بحث علمی و نظری بکنند. از طرفی این موضوع بسیار ذوابعاد و دامنه‌داری است که می‌بایست از منظر الهیاتی، جامعه‌شناختی، آماری و روانشناختی به زوایای مختلف آن نظر کرد و طبعیتا بنده قصد ندارم در یک پست کوتاه پرونده این بحث را ببندم. لذا در این نوشتار سعی می‌کنم مهمترین ملاحظه خودم را پیرامون این مبحث عظیم ارائه کنم.

در یک نگاه حداقلی و غیرجانبدارانه به منابع دینی می‌توان حکم به اباحه‌ی تعدد زوجات در اسلام داد. از ادله‌ی قائلین به استحباب یا ممنوعیت آن نیز به دلیل طولانی شدن بحث صرف‌نظر می‌کنم. اما واضح است که حکم تعدد زوجات در اسلام نه یک حکم عمومی و مطلق، بلکه مشروط و مقیّد است. «…فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَهً…» لذا مخاطب خاص دارد و قابل توصیه و ترویج عمومی نیست. اساسا امکان عمومیت یافتن تعدد زوجات نیز به لحاظ منطق آماری منتفی است. لذا حتی در صورت پذیرش استحباب تعدد زوجات، ترویج عمومی آن راهبردی به‌شدت خطاست.

اما آیا این سخن به معنای جواز نفی و انکار تعدد زوجات و تقبیح عمومی آن است؟ قطعا خیر. تعدد زوجات حکم قطعی ماخوذ از کتاب و سنت است و هم‌نشین کردن آن با خیانت در رسانه‌ها، ظلم فاحشِ سیاست‌های بازنمایی ما در دهه‌های اخیر بوده است. تعدد زوجات در مقیاس خرد یک تصمیم سه‌جانبه است که با رضایت مرد، همسر اول و خانمی که قرار است به عنوان همسر دوم به این جمع اضافه شود، محقق می‌گردد. چه بسیارند افرادی که با این مقوله در مقیاس تصمیم فردی کنار آمده‌اند، اما تحت فشار عرف که چندهمسری را قبیح می‌شمارد، از تصمیم خود منصرف می‌گردند. و این ظلمی فاحش است.

من قصد وارد شدن به مباحث و مناقشات آماریِ پیرامون تجرد دختران و فزونیِ تعداد آنها نسبت به مردان ندارم. درباره کارآمدی یا ناکارآمدی مداخله حاکمیت در این حوزه نیز سخنی نمی‌گویم. شاید در صورت مطالبه مخاطبان در قالب سلسله استوری‌هایی به اینها بپردازم. اما در این نوشتار یک حرف روشن دارم که به نظرم کاملا منطقی و صحیح است و آن هم اینکه در سطح رسانه و بازنمایی، به هیچ عنوان نباید به موضوع تعدد زوجات پرداخت. نه با رویکرد نفی و انکار و نه با رویکرد تایید و ترویج. هر دو به یک میزان خطا و نادرست هستند.

زیرا تایید و ترویج عمومی تعدد زوجات، خانواده‌هایی را در معرض این مقوله قرار می‌دهد که نه از جانب مرد صلاحیت لازم، و نه از جانب همسر اول ظرفیت کافی برای پذیرش این موضوع وجود ندارد و این یعنی بحران‌آفرینی در مقیاس کلان برای نظام خانواده. نفی و تقبیح عمومی نیز به منزله‌ی سلبِ مستبدانه‌ی امکان‌ها و فرصت‌های تاهل، فرزندآوری و حمایت مالی از زنان و دخترانی است که نه تنها با گزینه‌ی تعدد زوجات در زندگی شخصی خود کنار آمده‌اند، بلکه چشم امیدشان به این اتفاق است. پس دست از استانداردسازی‌های مستبدانه پیرامون این موضوع در ساحت رسانه‌ای بکشیم.


اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.