حمید سلامتی

داریوش، کودک ایرانی اسیر دولت دانمارک

جنس اول- حمیده سلامتی و همسرش تنها زوجی نیستند که در دانمارک قربانی تعرض به حریم خانواده خود شدند.
گزارش‌های روزنامه‌های دانمارک گویای آن است که مهاجرت تعداد زیادی از خانواده های دانمارکی به کشورهای دیگر، تنها با امید حفظ فرزندانشان از کودک ربایی به دست شهرداری است.

وکیل حمیده سلامتی می‌گوید: « دانمارک جزو کشورهایی است که برای گرفتن کودک نیازی به بهانه ندارد. طبق قانون، شهرداری به علت احتمال خطر در آینده برای کودک می تواند او را از والدین بگیرد.» دولت دانمارک با هدف تطبیق مهاجران با فرهنگ این کشور مهدکودک را اجباری کرده است و ضمانت اجراهای شدیدی برای تخلف از آن در نظر گرفته است.

این قانون با ظاهر حمایت از کودکان، با بهانه جویی های واهی بین اغوش فرزند و والدین فاصله می اندازد و آسیب های روحی و روانی زیادی را متوجه کودک می‌کند. به نقل از حمیده سلامتی ماجرا از آن جا شروع می شود که او تمام تلاش خود را به کار می‌گیرد تا بیماری اوتیسم کودک 8 ماهه اش را در زمان طلایی آن درمان کند. او طبق قانون دانمارک به عنوان شهروند به شهرداری مراجعه می کند تا روند درمان داریوش را پیگیری کند. در هر مراجعه علی رغم پیام درخواست درمان از سوی پزشک معالج پسرش در ایران از پزشکان دانمارک با بهانه تراشی های مختلف مواجه می شود. این مراجعات و پیگیری ها اگرچه منجر به موافقت با شروع درمان داریوش نشد اما توجه شهرداری را به این خانواده جلب کرد تا بهانه جویی‌های خود را برای گرفتن داریوش از پدر و مادر حقیقی خود شروع کند. هم زمان با شکستن لوله آب در خانه این خانواده و کپک زدن دیوارهای آن با مراجعه قانونی حمیده سلامتی به شهرداری برای درخواست کمک ودیعه یک مسکن دیگر دام کودک ربایی برای آن¬ها گسترده شد. شهرداری که تا دیروز علی رغم اطلاع از تشدید بیماری اوتیسم در داریوش، هیچ نظارت و اقدام درمانی انجام نداده بود اکنون دایه مهربان تر از مادر شده و با اعزام 14 نماینده برای بررسی وضعیت منزل حمیده سلامتی و همسرش تلاش می‌کند تا سیستم خشک تربیتی خود را جایگزین مهر و محبت پدر و مادر داریوش کند. در همین راستا تنها دو راه پیش پای این زوج می گذارد. حمیده سلامتی و اسماعیل همسرش باید برای زندگی به پانسیون شهرداری بروند؛ در غیر این صورت شهرداری داریوش را از آن ها می گیرد.

پانسیون ابتدای مسیر دشوار خانواده سلامتی است. حضور مامور شهرداری در تمام شبانه روز در حریم خصوصی خانواده سلامتی آرامش و صمیمیت خانواده را تحت تاثیر قرار داده بود. بنا به گفته های حمیده سلامتی زمان خوردن غذا مامور شهرداری به صورت او و همسرش خیره می شد تا برای کوچک ترین رفتار آن ها که شاید در اغلب پدر و مادرهای دیگر رایج باشد واکنش نشان دهد و آرامش آن‌ها را به هم بزند.

زمانی که حمیده، داریوش را به حمام می برد ناگهانی و بدون اجازه به حمام می‌رفتند و باعث ترس و اضطراب او و داریوش می شدند. آرامش اصلی ترین نیاز کودکان مبتلا به اوتیسم است اما مامورانی که به اسم حفاظت از حقوق کودک در آن پانسیون حضور داشتند به هیچ وجه به این مسئله توجه نمی‌کردند.  داریوش در سخت‌ترین شرایط بیماری مجبور بود با گریه و فریاد به مهد کودک برود و یا ماموران با برچسب اختلال دلبستگی بین مادر و فرزند اجازه آغوش داریوش با مادرش را نمی‌دادند و مدام مادر را برای کوچکترین پیشامد عادی مواخذه می کردند.

در اخرین روز از بازه چهار ماهه اسارت خانواده سلامتی در پانسیون، ماموران شهرداری با شگردهای مختلف به حریم خصوصی این خانواده تجاوز کردند تا شاید بتوانند با از کوره در رفتن حمیده و اسماعیل علیه آن‌ها پرونده سازی کنند. ماموران شهرداری به هدف خود رسیدند و با گلایه حمیده سلامتی از ورود بی اجازه مامور شهرداری به حریم خصوصی خانه اش با عنوان عدم تعادل اعصاب والدین علیه آنان پرونده سازی کردند.

صبح روز بعد که قرار بود روز آزادی این خانوده از اسارت و تعرض باشد ماموران شهرداری با اسلحه آن ها را احاطه کردند و داریوش را با اجبار و گریه از پدر و مادر خود جدا کردند. حمیده سلامتی می گوید:« شهرداری در ظاهر کمک به شهروندان به دنبال بهانه جویی برای گرفتن فرزند آن‌ها است. اخیرا فرزند یک زن پاکبان را گرفتند. خنده دار است اما تنها جرم این زن تصادف است. در تصادف اخیری که این مادر پاکبان داشت از ناحیه پا دچار نقص شد و به همین جرم فرزندش را به بهانه عدم صلاحیت مادر درنگهداری از او جدا کردند. این زن می توانست کار کند و مخارج خانواده را تامین کند اما توجهی به این مسئله نشد.»

در یک دادگاه یک طرفه، حکم به جدایی داریوش از خانواده دادند. امروز بیش از یک سال است که حمیده سلامتی تنها یکبار در ماه به مدت 60 دقیقه زیر نگاه سنگین ماموران می تواند داریوش خود را ببیند آن هم بدون هیچ گونه تماس عاطفی که به شدت با آن برخورد می شود. در این یکسال شهرداری که به بهانه عدم صلاحیت پدر و مادر در نگهداری از فرزندشان و همینطور عدم تعادل روانی ایشان داریوش را از آن‌ها دریغ کرده بود، حتی ذره های نتوانسته در سلامت جسم و روان او موثر باشد.

داریوش هنوز به عنوان جایگزین وعده غذایی شیر می خورد و بر خلاف رشد طبیعی کودکان در این سن هنوز پوشک می شود. در واقع روند رو به رشد سلامت داریوش در خانه و در کنار خانواده خود در سیستم خشک تربیتی شهرداری متوقف و حتی روند نزولی پیدا کرد. اکنون حمیده و همسرش اسماعیل در ایران هستند و طبق قوانین بین الملل و همچنین قوانین ایران داریوش تابعیت ایرانی دارد و دولت دانمارک با عدم تحویل او به پدر و مادرش و اجبار در نگهداری داریوش مرتکب جرم و بی قانونی شده است. امید است پیگیری های سفارت ایران برای خانواده سلامتی راهگشا باشد و دولت دانمارک طبق قوانین بین الملل داریوش را که تابعیت ایرانی دارد به ایران تحویل دهد.

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.