ماجراهای یک صندلی خالی

۲۹ خرداد است و همه منتظر شنیدن نتیجه انتخابات هستند. اخبار ساعت 21 اعلام می کند ابراهیم رئیسی با اختلاف فاحشی از رقبا رئیس جمهور منتخب مردم ایران است. از امروز همه چشم ها به اوست تا ببینند اصلی ترین و مهمترین فعالیت اجرایی او یعنی چینش همکاران و کابینه اش چگونه خواهد بود.
ما که بخش قابل توجهی از 4 سال گذشته را صرف نقد کردن معاونت امور زنان روحانی کرده بودیم این بار در جنس اول تصمیم می گیریم، نقش فعال تری داشته باشیم.
تصمیم این است: به جای انفعال و حسرت در 4 سال آینده باید دنبال گزینه مناسب برای این معاونت باشیم و تا حد امکان تلاش کنیم گزینه ای کارآمد در این مسند قرار بگیرد.
کار را خیلی زود شروع می کنیم. در گام اول تقریبا با تمامی کنشگران با سابقه و مطلع و دلسوزی که در این سال ها ارتباط داشته ایم تماس می گیریم و از آن ها می خواهیم گزینه های مناسب خود را معرفی کنند. اینقدر تماس می گیریم تا مطمئن شویم لیست جامع و مانعی از همه گزینه های متخصص ممکن تهیه کرده ایم، حتی آنها که بعید و مهجور بنظر می رسند اما توانایی های قابل اعتنایی دارند. بعد از 15-20 تماس گزینه ها تکراری شده و خاطرمان جمع می شود مهم ترین افراد را فهرست کرده ایم. حالا نوبت بررسی یک به یک و دقیق تر گزینه های محتمل تر است.
“ما در حال بررسی گزینه های مطرح برای معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری هستیم، اگر ممکن است در این رابطه با شما گفتگویی داشته باشیم.” جمله ای که با استقبال تقریبا تمام گزینه های مطرح مواجه می شود.
جلسات لابلای قطعی برق روزهای آخر دولت روحانی، با هر مشقتی هست برگزار می شود. برای بازدهی بیشتر تعدادی از کنشگران فعال این حوزه به جلسات دعوت می شوند و ساعت ها با افراد مطرح برای این معاونت گفتگو می شود.
از اولویت ها، نگاه، رویکرد، تجربه اجرایی و همه آنچه در فضای مدیریتی و فکری، مورد نیاز این پست حساس است سوالات دقیق و چالشی می پرسیم، به قول رسانه ای ها یک هارد تاک تمام عیار. از این گذشته نظر هر نفر را راجع به سایر گزینه ها هم جویا می شویم، کار اینقدر جدی است که اگر کسی نداند فکر می کند ما رییس جمهور شده ایم و او باید به ما از همه پستوهای ذهنی اش بگوید، انگار در یک مصاحبه شغلی شرکت کرده است.

مصاحبه های طولانی و چالشی (بین ۲ تا ۴ ساعت) با حداقل 10 گزینه جدی معاونت امور زنان و اشتراکات گزینه هایی که توسط خودشان مطرح شده، ما را به قدرت مقایسه قابل قبولی رسانده و تقریبا فهمیده ایم که چه کسانی مناسب این مسند هستند و چه کسانی نباید روی صندلی معاونت بنشینند. حالا نوبت انتشار نتایج این جلسات است، تا حد ممکن سعی می کنیم به افراد موثر در انتخاب آقای رئیسی نتیجه تحقیقاتمان را منتقل و برای گزینه های مناسب تر در فضای عمومی تبلیغی در حد بضاعت داشته باشیم. به خصوص که افراد زیادی از این می ترسند که معاونت امور زنان در یک حلقه ی بسته انتخاب شود و بعید هم نبود چنین اتفاقی بیفتد.

چند روز بعد یکی از دوستان تماس می گیرد و از انتخاب معاون مربوطه خبر می دهد. عجیب است که حتی یک بار هم اسمش را درطول این فرآیند طولانی و ارتباط با این همه کنشگر با سابقه نشنیده ایم. از چند نفر دیگر هم درباره نامی که شنیده ایم پرس و جو می کنیم ولی چیز زیادی عایدمان نمی شود.
چند روز بعد که فهرست رسمی وزرای پیشنهادی بیرون می آید، دوباره همان دوست خبر می دهد گزینه قبلی معاونت امور زنان- همان که اسمش را هم نشنیده بودیم- ملغی شده. خبر خوبی است اما اشکالش این است که کسی نمی داند جایگزین بعدی کیست؟ صبر تنها گزینه روی میزمان است.
وزرا یکی یکی برای گرفتن رای اعتماد به مجلس می روند ولی باز هم از معاون امور زنان خبری نیست. وزرا رای اعتماد می گیرند، بازهم خبری نیست، هیئت وزیران تشکیل جلسه می دهد بازهم هیچ، تا اینکه اعضای هیئت دولت به دیدار رهبری می روند و یک صندلی خالی در تصاویر توجهم را جلب می کند!! ظنم به عدم معرفی گزینه قوی تر می شود اما در میانه جلسه آن صندلی خالی با تنها زن حاضر در جلسه پر می شود. خانمی که کسی او را نمی شناسد. کمی از دوستان پرس و جو می کنم. گویا همین فرد معاون امور زنان و خانواده ابراهیم رئیسی است: الهام یاوری؛
به کمک گوگل اطلاعاتی درباره او به دست می آورم.
دانش‌آموخته فرزانگان اصفهان، دارنده مدال طلای کشوری المپیاد کامپیوتر، فارغ‌التحصیل مقطع دکتری رشته مهندسی صنایع از دانشگاه برکلی، مدیرکل برنامه‌ریزی و نظارت معاونت سرآمدان بنیاد ملی نخبگان، عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس و رییس سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان (سمپاد).
عجیب است. تنها چیزی که در سابقه او وجود ندارد، مسائل مرتبط با حوزه زنان و خانواده است. با فعالان حوزه خانواده ارتباط می گیریم. افراد دو دسته اند. مخالف و خیلی مخالف.
نمی دانم شاید ما اشتباه می کنیم. شاید همین که زن باشی برای این معاونت کافی باشد.

نویسنده: محمدرضا بورونی

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.