تصویر زن ومرد

چرا زنان بیشتر از مردان گریه میکنند؟

گریه کردن در عرف جامعه امری زنانه تلقی می‌شود. برخی که به همه چیز با عینک تبعیض جنسیتی نگاه می‌کنند، این تلقی را برساخت اجتماعی دانسته و ناشی از فرهنگ جنسیت‌زده قلمداد می‌کنند. اما آیا این تلقی یک برساخت است یا ریشه در نوع تکوین و خلقت زن دارد؟ دانشمندان غربی با تحقیقاتی که انجام داده‌اند تا حدود زیادی به این سؤال پاسخ داده‌اند. وینگرهوتس که یک روانشناس بالینی در دانشگاه تیلبرگ هلند و نویسنده‌ی کتاب «چرا فقط انسان‌ها می‌گریند» است، طی تحقیقاتی که پیرامون اشک‌های احساسی انجام داده تا به اسرار اشک‌ها پی ببرد، به نتایج قابل توجهی در رابطه با تفاوت گریه‌ی زن و مرد، دست یافته است. این محقق با مورد مطالعه قرار دادن 5000 جوان از 30 کشور جهان، به این نتیجه رسیده است که زنان 30 تا 64 بار در سال گریه می‌کنند، در حالی که تعداد دفعات گریه‌ی مردان طی یک سال، فقط 6 تا 17 بار است. این پژوهشگر هلندی مدت زمانی که گریه‌ی زنان و مردان به طور متوسط در هر بار گریه کردن طول می‌کشد را هم مورد بررسی قرار داده و دریافته است که زنان معمولا به طور میانگین، هر بار 6 دقیقه و مردان حدود 2 تا 3 دقیقه گریه می‌کنند..

اگرچه مردم تصور می‌کنند مردان به علت شرایط اجتماعی،کمتر گریه‌ی خود را بروز می‌دهند یا به عبارتی تلاش می‌کنند گریه‌ی خود را نگه دارند، اما وینگر هوتس و سایر کارشناسان معتقدند، میزان گریه‌ی کمتر مردان معلول عوامل بیولوژیکی و طبیعی است. از جمله‌ی این عوامل تفاوت مجاری اشکی و هورمون‌ها است. دکتر جفری گودفلو، استادیار کالج بینایی سنجی ایلینویز شیکاگو می‌گوید: «طی مطالعاتی که در طول سال‌ها صورت گرفته، معلوم شده مردان مجاری اشکی بزرگتری دارند و همین امر باعث می‌شود تا احتمال اینکه اشک‌ها به پلک رسیده و بر روی گونه سرازیر شوند، کمتر گردد. همچنین در مقاله‌ای که در سال 1960 منتشر شده، پزشکی از دانشگاه میشیگان گزارش داده است که با بررسی جمجمه‌های نر و ماده، طول و عمق مجاری اشکی را اندازه‌گیری کرده و به این نتیجه رسیده که مجاری اشکی زنان کوتاه‌تر و کم عمق‌تر است.

وینگرهوتس همچنین معتقد است، هورمون‌ها تا حدود زیادی می‌توانند این تفاوت را توضیح دهند. هورمون تستوسترون که هورمونی مردانه است، سبب مهار گریه می‌شود. به عنوان مثال، بیماران مبتلا به سرطان پروستات، هنگام درمان با دارو‌هایی که سطح تستوسترون آنها را کاهش می‌دهند، احساساتی‌تر می‌شوند. در دهه‌ی 1980، بیوشیمیست، ویلیام اچ فری و تیمش ترکیب شیمیایی اشک‌های احساسی را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند و آنها را با اشک‌های ناشی از مواد محرک مقایسه کردند. آنها متوجه شدند که اشک‌های احساسی حاوی پرولاکتین هستند؛ هورمونی که توسط غده‌ی هیپوفیز تولید می‌شود و مرتبط با احساسات است. سطح سرم پرولاکتین در زنان بالغ، 60 درصد از میانگین سرم موجود در خون مردان بالاتر است. تفاوت سطح پرولاکتین تا حدودی می‌تواند روشن‌کننده‌ی علت گریه‌ی بیشتر زنان باشد. البته قبل از بلوغ، سطح پرولاکتین در هر دو جنس  دختر و پسر یکسان است. مطالعات نیز نشان داده که قبل از بلوغ سطح گریه‌ی دختران و پسران به یکدیگر شبیه‌تر است.

با این توضیحات مشخص شد اینکه گریه امری زنانه تلقی می‌شود، نه تنها برساخت اجتماع نیست بلکه ریشه در تفاوت‌های تکوینی و طبیعی زن و مرد دارد. ریشه‌ی نگاهی که با عینک تبعیض جنسیتی به نفی تفاوت‌های جنسیتی می‌پردازد به نظریه‌ای فمنیستی باز می‌گردد که در خلال دهه‌های 60 و 70 میلادی تلاش کرد تا با تفکیک بین مفهوم جنس (sex) و جنسیت (gender) در مباحثی که به هویت جنسی مربوط می‌شود، تغییر ایجاد کند. در این نظریه، تعریفی که از مفهوم جنس ارائه می‌شود بر مبنای کمترین تفاوت‌های بیولوژیکی و تنها ویژگی طبیعی و بدنی برخاسته از اندام‌های جنسی است. به همین منظور وقتی از جنس زن صحبت به میان می‌آید، تنها به نقش خاصش در تولیدمثل و بارداری و زایمان اشاره دارد. بر اساس چنین باوری، تفاوت‌هایی که از نظر روانی و رفتاری بین زن و مرد وجود دارد، برخاسته از طبیعت و خلقت و تکوین آنها نیست و همه برساخت فرهنگ و اجتماع است. یعنی این تفاوت‌ها تحت تاثیر عوامل فرهنگی و شرایط اجتماعی ایجاد می‌شوند.

این تفکر تا جایی پیش رفته که می‌گوید بسیاری از تفاوت‌ها و انتظاراتی که از زن و مرد وجود دارد و شکل‌دهنده‌ی هویت جنسی آنها است بی پایه و اساس می‌باشد. به علت همین دیدگاه است که این افراد اعتقادی به نقش‌های جنسیتی ندارند و برابری زن و مرد را در تمام عرصه‌های شغلی و اجتماعی که با هویت جنسیتی آنها در تعارض است، خواستارند. در صورتی که انکار تفاوت‌های جنسیتی و ویژگی‌های طبیعی نیازمند دلایل محکم و علمی است؛ فمنیست‌ها تاکنون از ارائه‌ی آن عاجز بوده اند.این در حالی است که هر روز یافته های علمی عکس مدعی آنان را اثبات می کنند هرچند فمنیست ها دوست ندارند آن ها را باور کنند.


نویسنده: مریم اردویی

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.