قتل بابک خرمدین / آیا خانواده مقدس است؟

دکتر سید کمیل حسینی پژوهشگر جنسیت و خانواده نوشت:

قتل بابک خرمدین و تکه‌تکه کردن آن توسط پدر و مادرش و بعد اعتراف آنها به قتل دختر و دامادشان تحلیل‌ها بحث‌های گوناگونی را رقم زد و مثل همیشه با یک موج هیجانی فرصتی برای دادن تحلیل‌های شاذ و دیده‌شدن را برای عده‌ای فراهم ساخت. دراین‌بین عده‌ای این فرصت را غنیمت شمرده و شروع کردند به عقده‌گشایی از ارزش‌ها و هنجارها جامعه و حتی لگدمال کردن جایگاه پدر و مادر و خانواده در جامعه ایرانی و نفی قداست آنها، اما آیا واقعاً در جامعه ایران خانواده مقدس نیست؟ و دلیل این انکار چیست؟
مقدس در معنای لفظی به معنای پاک و پاکیزه است و عنوان مقدّس به ماهیتی اطلاق می‌شود که از امور روزمره به دور و از دسترس انسان‌ها خارج است. قوانین ویژه‌ای برای رفتار با مقدسات وجود دارد. در واقع شیء مقدس یا انسان مقدس ویژگی‌ای دارد که با بده‌بستان‌ها و ارزش‌گذاری‌های مادی قابل‌سنجش نیست و در فرای آن قرار دارد و به نظر این وجه از تعریف مقدس مطمح نظر اندیشمندان در مقدس دانستن خانواده، پدر و مادر و امثالهم است وگرنه که همه می‌دانند هر خانواده و هر پدر و مادری ممکن است مشکلاتی داشته باشند، اما مقدس دانستن آن به این دلیل است که ارزش‌گذاری خانواده و جایگاه پدر و مادر بر فرای ارزش‌های مادی است و مثلاً فرد حاضر است برای حفظ خانواده، فرزندان، پدر و مادر خویش از مال و جان و آبروی خود بگذرد.
در اندیشه دورکیم تقدس‌زدایی از موضوعات مختلف در جهان جدید (که می‌تواند خانواده، مادر، پدر و … نیز جزء آن باشد.) در واقع اشیا وارد سیستم نظام بده‌بستان می‌شوند و قابل ارزش‌گذاری با پول و مادیات، و همین زمینه را برای رشد سرمایه‌داری فراهم می‌کند. برای نمونه اگر مادری قداستش شکسته نشود، بسیاری از زنان حاضر نیستند آن را با کار بیرون، ارتقا شغلی، تناسب‌اندام، روسپی‌گری، شهرت رسانه‌ای و. … جایگزین کنند. (پیشنهاد می‌شود مقاله مختصات شیء مقدس و … نوشته دکتر مرتضی فرهادی مطالعه شود.)

حال واقعاً وقوع قتلی این‌چنین و یا خشونت خانگی در برخی از خانواده‌ها نشان‌دهنده غیر مقدس بودن خانواده و یا پدر و مادری در ایران است؟ اساساً اگر این اتفاقات خرق عادت نبود، آیا این‌گونه شگفت‌آور و شاخص می‌شد؟ و مردم از هم می‌پرسیدند مگر می‌شود پدر و مادری، فرزند خود و عزیزتر از جان خود را بکشند؟ واقعیت این است که خانواده و روابط درونش از پدر و مادری تا همسری و. … همچنان در ایران بر فرای حساب و کتاب‌های مادی است و فرد برای فرزندان و همسر خود در اکثریت قاطعی از موارد از آسایش، رفاه، جان و سلامت خود می‌گذرد. چه بسیار پدر و مادرانی که بی‌خوابی و ساعات بالای کار و بسیاری چیزهای دیگر را تحمل می‌کنند تا فرزندان آنها در رفاه بهتری باشند. از شکم خود می‌زنند و حتی سلامت خود را به خطر می‌اندازند تا فرزندانشان وضعیت بهتری داشته باشند و آن‌چنان این رفتارها در جامعه ما روزمره و همه جایی و همه مکانی است که تبدیل به‌نوعی وظیفه است و به شدت به آن عادت کرده‌ایم و مانند ماهی‌ای که در آب زیست می‌کند و متوجه وجود آب نیست و بی‌آبی را تجربه نکرده است ما هم اساساً فهمی از غیر قدسی بودن خانواده در یک جامعه نداریم و حتی نمی‌توانیم آن را تصور کنیم.
به‌غیراز این موضوع به‌صورت خلاصه می‌توان گفت در نگاه جامعه‌شناختی، شیء مقدس در جامعه وقتی ایجاد می‌شود که کارکردهای شاخصی را برای جامعه تأمین کند و در واقعه جامعه با مقدس دانستن آن تلاش می‌کند جلوی آسیب‌دیدن آن را بگیرد و آن را حفظ کند تا آن کارکردهای اجتماعی، اقتصادی و… حفظ شود. حال به این بیندیشید که خانواده در جامعه چند کارکرد اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، تربیتی و. … را به‌صورت خودجوش تأمین می‌کند و چندین بار را بدون منت از دوش جامعه برمی‌دارد و تلاش می‌کند آن را به بهترین نحو انجام دهد.
واقعیت این است که با وجود همه بی‌مهری‌ها و باوجوداینکه به‌خاطر تغییرات رسانه‌ای و تمدنی شاید در بدترین وضعیت خانواده در تاریخ بشری باشیم اما همچنان خانواده، همسری، پدر و مادری مقدس است و قابل ارزش‌گذاری با معیارهای متعارف نیست و ده‌ها کارکرد اساسی برای جامعه دارد و حتی جدا از ارزش‌های دینی باید مواظب این نهاد اساسی و حفظ قداستش بود.

انتهای پیام/

 

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.