غربالگری غیراستاندارد فرزند مرا از من گرفت!

مصاحبه اختصاصی با مادری که در روند غیر دقیق غربالگری داغدار شد

تغییر فرایند غربالگری در ماه‌های اخیر حاشیه‌‌ساز شده‌است. هوادار فرایند فعلی غربالگری مدعی هستند که غربالگری به صورت علمی و دقیق در کشور صورت می‌گیرد و تغییر در این فرایند آسیب زاست. اما در واقع امر، فرایند فعلی غربالگری نواقصی دارد و برای مادران کشور مشکلاتی را به وجود آورده‌است. بدیهی است که برای اصلاح اشکالات فرایند غربالگری باید سلامت جمعیت کشور و به حداقل رساندن اشتباهات در اولویت باشد.

در این راستا و برای درک بهتر از اشکالات فعلی، یکی از مخاطبان ما تجربه‌اش را در خصوص فرایند غربالگری با ما در میان گذاشت. این خانم در ابتدای صحبت خود را معرفی کرد و گفت: «ثریا باقری اهل اسلام آباد کرمانشاه هستم. من دکتر را نفرین میکنم. موی سرم به خاطر از دست دادن فرزندم مانند دندان‌هایم سفید شد.»

وی گفت: برای دومین بار ازدواج کرده‌بودم و فرزند نداشتم. خیلی دوست داشتم فرزند داشته باشم. من اطلاعاتی درباره این آزمایش‌ها نداشتم. یک روز به پزشک مراجعه کردم و آزمایش غربالگری مرحله اول را نیز بردم، قلب جنین و همه موارد پزشکی دیگر آن مورد تائید و بدون خطر بود.

این خانم در ادامه افزود: او یک دکتر معرفی کرد و گفت پزشک خوبی است و به او نیز مراجعه داشته‌باش. من برای اطلاع و توصیه‌های تغذیه‌ای پیش آن پزشک رفتم. او گفت همه چیز خوب است و آزمایش غربالگری را نیز تائید کرد. آن پزشک به من گفت برو نمونه بگیر تا خیالت راحت باشد. پیش خودم گفتم شاید به خاطر پول مرا به این آزمایش میفرستند و حتی گفتم حاضر هستم به آنان پول بدهم.

وی با توضیح درباره اجبار پزشک به آزمایش آمینوسنتز در شرایطی که آزمایش اول غربالگری مشکلی نداشت، گفت: دکتر مرا مجبور کرد به این آزمایش (آمینوسنتز) بروم. من نمی‌دانستم که این آزمایش چطوری است و آیا خطری دارد یا خیر. پزشک نیز من را مجبور کرد و گفت کاری می‌کنم که هیچ خطری برای فرزندت نداشته‌باشد.

این خانم با اشاره به سقط فرزندش بر اثر آزمایش مرحله دوم غربالگری اظهار داشت: بعد از آزمایش، آمدم خانه و احساس کردم فرزندم از سمت راست جمع شده است. از پزشکم پرسیدم که مشکلی پیش نیامده‌است و در جواب من گفت خیر به خاطر این نمونه برداری بچه جمع می‌شود و اشکالی ندارد.

وی در ادامه گفت: مدتی که گذشت احساس کردم که کمر درد دارم، سپس متوجه شدم که فرزندم در شکمم مرده‌است. جواب آزمایش نمونه برداری نیز آمد که بچه سالم و دختر است. هنگامی که خبر را شنیدم افسردگی گرفتم و به خیابان زدم. وقتی شوهرم فهمید خیلی عصبانی شد. زندگی من از هم پاشید و معترض بود که چرا درباره آزمایش اطلاعی به او ندادم. تا پای طلاق رفتیم. از دکتر شکایت کردم اما کرونا آمد و پیگیری نکردیم هم‌چنین گفتند که دیر شکایت کردیم. دکتر خودش هم پشیمان بود و قبول کرد که کارش اشتباه است. شوهرم با دیدن حال من که بیمارستانی و افسرده شده‌بودم، بسیار ناراحت شد و در کنار من ماند اما روابط ما بسیار بحرانی شده‌بود.

انتهای پیام/

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.